#باورم_شکست_پارت_231

- ضرب المثل برای من ردیف نکن. همون که گفتم.
- امیرآراد خیلی مستبدی.
صاف نشست و تکیه اش را به صندلی داد. با انگشتش ضربه به میز می زد و نگاه خیره اش را به چشمانش دوخته بود.

- این یعنی بقیه اش ؟
با حفظ حالت و در سکوت تماشایش کرد.

- خب ببین، این که فردای روز بعد از ازدواج ،از این رفتارها با همسرت داشته باشی درست نیست. بنده ی زر خرید که نمی بری خونه ات. دختر مردم با هزاران آرزوی پروانه ای پا به خونه ی بخت می گذاره، بعد تو میخوای بگی ضرب المثل نگو؟
- مگر قراره ایشون هم ضرب المثل بگه؟
- بفرما... همین... آدم به زنش میگه ایشون؟ پس فردا مردم بشنون چی می گن؟
راستی راستی زنش داده بود و در کمال راحتی خیال ،متهمش می کرد به استبداد و زورگویی ؟

- اگر نصایحتون تمام شد، لطفاً میز رو جمع کن.
- یعنی من با اون هیبت تو اداره نمی تونم تو رو قانع کنم؟

romangram.com | @romangram_com