#باورم_شکست_پارت_228
- کجا بودی؟
- رفتم خرید، امروز فوتبال داره.
- دربی؟
- شهرآورد برادر من. رفتی خارجه زبونت هم چرخیده؟
- ناهار میخوری؟
- آره . قربون دستت عزیزم. تا غذا رو آماده کنی اومدم.
حقیقتاً دهان آدم را می بست این بشر. سری به تأسف تکان داد و راهی آشپزخانه شد.
زیر غذا را روشن کرد و تا گرم شدن غذا میز را آماده کرد. زندگی مجردی آن هم در کشور غریب ،مزایایی دارد و یکی از آن ها آشنایی به فنون خانه داری است.
چند سال تنهایی خود ساخته اش کرده بود. هرچند از همان اول متکی به خود بار آمده بودند ،اما باز هم بودن یک زن می تواند دلیل محکمی برای بسیاری از مردان باشد تا به بهانه اش زیر بار کار نروند و منتظر بمانند.
- دیگه وقتش شده.
سرش را برگرداند و سؤالی نگاهش کرد.
romangram.com | @romangram_com