#باورم_شکست_پارت_211
نقطه سر خط. انگار باید جوابش را می داد و خیال خودش را راحت می کرد.
- نه . با خانم تابان تشریف آورده بودند.
- یعنی همسرش؟
- امیر آرمان
متوجه نمی شد شوخی می کرد یا ....
- خب ، شما میگی خانم تابان دیگه
- منظورم همون یلدا خانم بود.
- خب ، چرا می گی خانم تابان؟ بگو یلدا دیگه
- بر اساس کدوم صمیمیت؟
چهره ی متفکرانه به خود گرفت ،گویی مسئله ی مهمی را حل می کند.
- حالا بعداً معلوم میشه
از جایش برخاست و نیاز به توضیح اضافه ای در خود ندید. یک راست به آشپزخانه رفت و از دیدیش خارج شد.
romangram.com | @romangram_com