#باورم_شکست_پارت_210

موشکافانه نگاهش کرد.
- راستش تماس گرفته بود که حساب و کتاب با شما محفوظ بمونه.
- من اصلاً حرفی از پول زدم؟
- ایشون هم گفتن که یک موقع رو حساب اینکه قراره خیرخواهانه کار کنی، حساب نکنی.
- امیرآرمان من اصلاً امروز از پول حرفی نزدم.
- من نمی دونم چی گفتید . اما حرفشون همین بود.
- طوری نیست. من خودم این موضوع رو حل می کنم.
- یعنی...
- آره، دوست دارم بتونم کاری انجام بدم.
این آرزوی قلبی اش بود که بتواند قدمی بردارد. هر چند این قدم کوچک باشد.

- پس خودت باهاشون هماهنگ کن.
- نگران نباش.
- تنها اومده بود؟

romangram.com | @romangram_com