#باورم_شکست_پارت_199
- نبودی جانم
قهقه ی آرزو که بلند شد، سرش به چپ و راست چرخید. اصلاً موضوع خنده داری نبود؛ ولی آرزو...
- اگر خندیدنتون تمام شده من برم که مهمان داریم.
- مهمانتون کیه؟
پایین موهایش را دور انگشتش پیچاند و با یاد آوری کوتاه کردنشان لبخندی روی صورتش نقش بست.
- دایی فهیم.
- به به . سلام برسون.
- سلامت باشی. فعلاً خدانگهدار.
گوشی را قطع کرد و به بیرون رفت.
- کار و بار می چرخه فهمیم جان.
- الحمدلله.برای من خوب... آدم تنها مگه چقدر خرج و برج داره؟
- درست میگی. اما هنوزم دیر نشده.
romangram.com | @romangram_com