#باورم_شکست_پارت_198

- سلام آرزو.
- سلام از ماست.خوبی ؟
- ممنون . تو خوبی؟
- الهی شکر. فردا دارم میرم کمک بهار و خاله
- وسایل رو تحویل گرفتن؟
- آره. جناب شوکت جوان لطف کردند.
عجب کاری کرده بود. آرزو به خودی خود می زد ، وای به حال آن که....

- بازم خوبه که شرمنده نشدم.
- خدا مرگم بده .تو چرا شرمنده بشی.
- در هر حال من معرفی کردم.
- چه مبادی آداب شدی شما.
مبادی آداب را نمی دانست ،اما همیشه با ادب بود دیگر. نبود؟
- و من کی بی ادب بودم؟

romangram.com | @romangram_com