#بانوی_کوچک_پارت_194


بالحن ارومی ادامه داد:خسته گی من فقط با تو رفع میشه ...

مکثی کرد و گفت : خیلی خسته ام فردا در مورد همه چیز مفصل حرف می زنیم ... قول می دم ...

ب*و*سه ای ریزی روی گیج گاهم زد و گفت : ساره؟

-هوم ؟

با صدای ارومی گفت : بی تابتم ساره ...خیلی ... فکر منم باش ساره ... کاش بدونی دور بودن ازت واسم چقدر سخته ... این نزدیکی و در عین حال دوری منو از پا در میاره ...

سر بلند کردم و نگاه صامتو دوختم به چشمهای خسته ی شهروز و اروم زمزمه کردم : تو بگو چیکار کنم که حالت خوب باشه ... هر چی بخوای واست انجام می دم ...

حالت چشمهای شهروز برگشت ... ناباورانه نگاهم کرد ... از نگاه کردنش شرمم شد . لبخند خسته ای زدم وچشمهام به نشانه ای موافقت با طنازی بستم ... ب*و*سه ی ریزی پشت پلکهام نشست و به دنبالش صدای اروم شهروز به گوشم رسید

-بخواب جوجو ...حالت امروز خوب نیست ... منم خسته ام ... دلم می خواد یه روز که هیچ فکری ذهنمو مشغول نکرده و این قدر خسته نیستم باهات باشم ... تو عشقی و من می خوام با عشق با هم باشیم نه با خستگی

نفس عمیقی کشیدم و ریه هام دوباره پر شد از بوی شهروز ...سرمو روی بازوی شهروز جا به جا کردم و با کمال میل خودمو به خواب پر از ارامش سپردم... الان ... تو این زمان هیچ چیز مهم نبود ... مهم من بودم ... مهم شهروز بود ... مهم ارامش سرازیر شده به وجودمون بود ...

چشم باز کردم وهم زمان بانفس عمیقی که کشیدم وجودم پر از عطر شهروز شد.لبخندی زدم و به جای خالی شهروز چشم دوختم.انگاری زیادی خوابیده بودم.از جابلند شدم صدام هنوز کمی گرفته بود.پزشکم تاکید کرده بود که کمی ضعف اعصاب دارم و باید بیشتر از خودم مراقبت کنم.

از پله ها به پایین سرازیر شدم.میز صبحانه برای یک نفر چیده شده بود نگاهی به ساعت دیواری که عدد 11ونیم رو نشون می داد انداختم. مشغول خوردن صبحانه شدم.بعد از صبحانه میزو جمع کردم .صدای خنده هایی بلند به گوشم می رسید.از پنجره اشپزخانه نگاهی به بیرون انداختم.آناوا سبد کوچکی به دست گرفته بود و همراه شهروز به سمت سختمان می امدند . معلوم بود که شهروز سربه سر آناوا می ذاره و دخترک با تمام وجود می خندید . درب ورودی باز شد و به دنبالش صدای سرخوش آناوا با لهجه ی شیرینش به گوشم رسید

-ساره جون

هنوز به آشپزخانه نرسیده بودند.قبل از اینکه جواب بدم صدای خندان شهروز به گوشم رسید

-شاید خوابه؟فکرکنم هنوز بیدار نشده ...

romangram.com | @romangram_com