#بانوی_کوچک_پارت_101
لبخندی شیطانی روی لبم نشست که شهروز گفت : حتی فکرشم نکن که بذارم بری بالا
- تو رو خدا
- من هنوز نبخشیدمت این تنبیهته
با لحنی کاملا التماسی که خنده روی لب شهروز اورده بود گفتم : شهروز جان ... میبری من بالا رو ببینم ؟
- نه
- یعنی واقعا نمی شه ؟
- اصلا فکرشم نکن
با لب و لوچه ای اویزون نگاهمو به دور تا دور سالن دوختم.
- حداقل می گی بالا چه طوریه ؟
بدجنس نگاهم کرد و گفت : خیلی قشنگه دکوراسیونش با اینجا فرق داره فقط مهمونهای خاص میرن بالا
اون حرف می زد و من ذوق زده فقط گوش میدادم
- تو رو خدا منو ببر بالا
بازهم با بدجنسی یکی از ابروهاشو بالا برد و گفت:
- باشه بابا پاشو بریم
romangram.com | @romangram_com