#بامداد_خمار_پارت_190

.چه کار می کنی؟ می خواهی او را بکشی؟ خودش دارد از زور خونریزی می میرد. برو حکیم بیاور -
آخر شهریور بود ولی هوا هنوز گرم بود. با این حال من می لرزیدم. سردم بود. درها را بستند. لحاؾ رویم انداختند.
خوابیدم. بیدار شدم. شب بود. بالای سرم رفت و آمد بود. درد داشتم. یک نفر دستم را گرفته بود. در سرم درد داشتم. در
ولی دیگر چندان شدید نبود. با هر حرکت لخته ای خون از من می رفت. چیزهایی به خوردم می دادند. .شکمم درد داشتم
:نالیدم .کهنه ها را عوض می کردند. عرق از پیشانی ام پاک می کردند. صبح شد
.پشت دری ها را ببندید -
می خواستم اتاق تاریک باشد. دیگر نمی فهمیدم کی شب می شود و کی روز. ولی دردم اندک اندک فروکش می کرد.
چه آفتاب خوبی بود. گرسنه بودم. مادرشوهرم برایم کاچی .دیگر سردم نبود. دیگر ناله نمی کردم. از خواب بیدار شدم
.آورد
رنگ به چهره نداشت. لاؼر شده بود. چشمانش از فرط بی خوابی سرخ بود. توانستم بنشینم و به پشتی تکیه بدهم. با
:ضعؾ پرسیدم

امروز چند شنبه است؟ -
.شنبه -
.من این همه خوابیده بودم -
شانس آوردی که زنده ماندی. خدا می داند چند تا حکیم بالای سرت آمد. بیچاره رحیم. پدرش درآمد. چهار شب آزگار نه -
.او مژه زده نه من. خدایی بود که زنده ماندی
.با آرامش خاطر سرم را به پشتی تکیه دادم و از خوشی لبخند زدم
رحیم آمد. وقتی فهمید که حالم بهتر شده، قدم به اتاق نگذاشت. چه قدر خوشحال بودم. به سرعت بهبود می یافتم. روزها
پسرم کنارم می آمد و من شاد و سرحال با او بازی می کردم. شب ها رحیم می آمد. در اتاق تالار می نشست. شام را به
اتفاق مادرش در همان جا می خورد. مادرش ؼذای مرا می آورد. رحیم در همان تالار می خوابید. چه قدر خوشحال بودم.
اندک اندک نگران می شدم. رحیم از در اتاق وارد .حالم رو به بهبود بود. یک ماه گذشت. راه افتادم. ولی دایه نیامده بود
:شد. بی هیچ خوش و بشی در چشمانم نگاه کرد. مانند کوه آتش فشان آماده انفجار بود. این را از نگاهش فهمیدم. گفت
.من پول لازم دارم -
.این ماه دایه هنوز نیامده. پول ندارم -
گفتم من پول لازم دارم. پول ها را چه کار کردی؟ -
.خرج کردم -
خرج آدم کشی؟ رفتی بچه مرا انداختی؟ تمام دار و ندارت را به کی دادی؟ بگو پیش کی رفته بودی؟ -
.دیدم الان است که کار بالا بگیرد. سرم را با بی حوصلگی برگرداندم و لب پنجره نشستم
.هر چه پول داشتم، زیر چراغ لاله گذاشته ام. بردار و برو -

romangram.com | @romangram_com