#بامداد_خمار_پارت_145

و بچه نیز باز تکرار می کرد و خوراکی پاداش می گرفت. مادر و پسر از خنده ریسه می رفتند. من خشمگین به او می
:گفتم
.عزیزم، این حرؾ ها بد است. دیگر نزنی ها! اگر یک دفعه دیگر حرؾ بد بزنی کتکت می زنم -
زبانش را بیرون می آورد. باسنش را قر می داد و دهن کجی می کرد. توی دهانش می زدم. مادربزرگ به حمایت از او
در آؼوشش می کشید و نبات را در دهان خیس می کرد و به او می داد. می دانستم دهانی که باید بر آن بکوبم دهان آن
پیره زن است ولی چاره نداشتم. همیشه اشک و آب بینی پسرم مخلوط بود، یک بار، دو بار، ده بار، او را تمیز می کردم
.ولی باز پای برهنه سر حوض، دم در کوچه و توی حیاط و مطبخ ولو بود
دوباره آش همان می شد و کاسه همان. دست ها ترک خورده، سر زانوها سیاه و همیشه چرک صورتش از اشک او شیار
شده بود. چه کنم، در اقلیت بودم. زورم نمی رسید. نه به رحیم و نه به مادرش. می دیدم که هیچ یک اصلا متوجه بدی و
.خوبی کارهای پسرم نیستند

برای آن ها همه چیز این بچه، طرز رفتار او، طرز صحبت او، همه و همه عادی و طبیعی بود. سعی می کردم به او یاد
:بدهم که مرا خانم جان صدا کند ولی مادربزرگش مرتب می گفت
!الماس جان نکن، ننه ات دعوایت می کندها -
:انگار با من لجبازی می کرد
.الماس جان بگذار من برنج را دم کنم، جیزه. می سوزی ها! .... برو پیش ننه ات -
او تلو تلو خوران با پای برهنه دست ها را به لبه پله های مطبخ می گرفت و کثیؾ و خاکه زؼالی به سراغ من می آمد.
شب ها، وقتی که توی اتاق دور هم می نشستیم، هنگامی که رحیم مشق خط می کرد و من گلدوزی می کردم، جلو می آمد
:و می گفت
.ننه بده -
:سرش داد می کشیدم
باز گفتی ننه؟ درست حرؾ بزن تا بدهم؟
:بچه طفل معصوم می زد زیر گریه. مادرشوهرم چشم ها را در کاسه می چرخاند و با رنجش می گفت
.وا؟ چه اداها؟ تا بچه به طرفش می رود او را می چزاند. اشکش را در می آورد. بیا ننه، بیا بؽل خودم -
:بچه قهر می کرد و می رفت بؽل او. رحیم با خونسردی به مادرش می گفت
.خوبه دیگر. تو هم روؼن داؼش را زیاد نکن -
:و خطاب به پسرم ادامه می داد
!خوب، این دلش می خواهد بگویی خانم جان. تو بگو خانم جان و خلاصمان کن. هی ننه ننه می کنی، تخم سگ -
حکایت ؼریبی بود. خون می خوردم و دم برنمی آوردم. چه کسی باید این بچه را ادب کند؟ چه کسی باید این مادر و پسر
را ادب کند؟ کوشش های من فایده نداشت. همان قدر که من از رفتار آن ها تعجب می کردم، آن ها هم از ایرادهای من

romangram.com | @romangram_com