#بامداد_خمار_پارت_144
.وای خانم، بچه نازک است. تو را به خدا این را توی دهانتان نکنید -
:یا می گفتم
بگذارید آب بینی اش را بگیرم، بد .خانم، این قدر این بچه را توی حیاط این طرؾ و آن طرؾ نکشید، سرما می خورد -
.است. یا پشت دست پاک می کند. زشت است
:ابرو بالا می برد و می گفت
وا! انگار که ما بچه بزرگ نکرده ایم. از آب دهان من بچه مریض می شود؟ پس چرا باباش مریض نشد؟ ماشاالله چهار -
.زمین بخورد تا بزرگ شود .ستون بدنش قرص و محکم! بچه باید بدود و بازی کند
:یا می گفت
باباش بچگی یک دقیقه توی خانه بند نمی شد. دائم توی کوچه گل بازی می کرد. حالا هم که می بینی هزار ماشاالله عین -
.رستم. آدم حظ می کند به یال و کوپالش نگاه کند
:یا با بؽض می گفت
دماؼش در آمده که در بیاید! من که نمی توانم هر دقیقه فین بچه را بگیرم، هزار کار دارم! انگار خواستگار آمده، از -
!خودمان که رودربایستی نداریم
:می گفتم
موضوع رودربایستی نیست. بچه باید تمیز باشد که مریض نشود. تا بشود توی صورتش نگاه کرد. آدم رؼبت نمی کند -
....
:حرفم را قطع می کرد
نترس جانم. توی رویش هم نگاه می کنند کاکا هم می گویند. به تو قول می دهم با همین فین آویزان، منتش را بکشند. -
.مگر پدرش بد از آب درآمده؟ قول می دهم دخترهای اعیان و اشراؾ ولش نکنند. مجیزش را بگویند و زیر پایش بنشینند
خوب منظورش را می فهمیدم. متوجه تیزی کلامش می شدم. دلم می خواست جواب دندان شکنی به او بدهم. ولی نمی
دانستم چه بگویم؟ از دعوا و مرافعه وحشت داشتم. می ترسیدم رحیم مکدر شود. از عاقبت کار می ترسیدم. من که زیر
.بار فلک نمی رفتم، از این پیره زن حساب می بردم. لب ها را به هم می فشردم و به اتاقم باز می گشتم
پسرم کم کم زبان باز می کرد و فحش ها و سخنان رکیکی که مادربزرگش به شوخی و جدی بر زبان می آورد، اولین
کلماتی بود که فرا می گرفت. پیره زن برخلاؾ میل من او را به دکان سبزی فروشی، بقالی و قصابی می برد. با کاسب
های محل سرشاخ می شد و به آن ها فحش و ناسزا می داد. پسرم آن کلمات را به سرعت فرا می گرفت. به علاوه حرؾ
ها و شوخی های مادرشوهرم نیز همیشه با فحش و کلمات رکیک همراه بود. کلماتی مثل پدرسوخته، پفیوز، حرامزاده مثل
نقل و نبات از دهانش می ریخت و پسرم نیز اگر چیزی را که می خواست به او نمی دادیم، در به کار بردن این کلمات
:کوتاهی نمی کرد. پدرش هم از شنیدن این کلمات که از دهان بچگانه او شیرین می نمود، لذت می برد و می گفت
.بگو الماس. بگو تا بدهم -
romangram.com | @romangram_com