#بد_خون_پارت_210
ـ واقعا شما میخواید از نگار برای مقابله با پدر من استفاده کنید؟
الکساندر یک تای ابرویش را بالا برد.
***
این کتاب در سایت نگاه دانلود ساخنه ومنتشر شده است
www.negahdl.com
***
ـ مثل اینکه برای پدرت خیلی ناراحتی ایز؟
ایزابلا از جایش برخواست و فریاد زد.
ـ من رو با اون اسم صدا نزن الکساندر.
و بعد خر خری کرد. رزالین واسطه شد و گفت:
ـ بچهها خواهش میکنم آروم باشید.
کوروس خواست دهانش را باز کند که الکساندر فریاد زد:
ـ دهنت رو ببند کوروس همهی این اتفاقات تقصیر توئه، اگه اون انسان توی زیر زمین نبود الان همچین اتفاقی نمیافتاد.
کوروس مثل اینکه ناراحت شد و به پشتی صندلیش تکیه داد و چیزی نگفت. الکساندر ادامه داد:
ـ من رهبر جدید خونآشامها رو انتخاب کردم. فقط نمیدونم کارم درسته یا نه؟ واقعا نمیدونم.
نیک به شانهی الکساندر زد و گفت:
ـ هی پسر بگو اون کیه؟
الکساندر با تردید گفت:
ـ جاگر.
romangram.com | @romangram_com