#بد_خون_پارت_155
ـ سلام خانم دکتر، خوب هستید؟
خانم دکتر عینک ظریفش را روی بینی کشیدهاش جابهجا کرد.
ـ سلام ممنونم. امرتون؟
نگار پاکت را رو به روی خانم دکتر گرفت.
ـ جواب آزمایشم.
خانم دکتر دستش را به طرف اتاق کارش کشید.
ـ بفرمایید بریم اتاق کار من.
دکتر نگاهی به جواب آزمایش کرد و سرش را تکان داد.
ـ گفتی از قبل زمینه ی کم خونی داشتی و بعد بر طرف شده؟
نگار سرش را تکان داد. دکتر با پرسیدن این سوالها داشت، نگار را میترساند. دکتر لب زیرینش را توی دهان برد و دوباره بیرون آورد.
ـ اون طوری که من میبینم جواب آزمایشی که به شما گفته کم خونیتون کاملا برطرف شده اشتباه بوده.
نگار فقط نگاهش کرد و پلک زد.
ـ داروهات رو دیگه مصرف نکردی؟
نگار انگشتانش را در هم فشرد.
ـ واقعیتش توی یک شرایطی بودم که حتی از یادم رفته بود، قرصهام رو مصرف کنم.
دکتر پوزخندی زد.
ـ شما پیش هر دکتری برید نمیگه دیگه قرصهاتون رو مصرف نکنید، فقط دوزش رو کم میکنه. این که مصرف داروهاتون رو یهو کم کنید به بدنتون شک وارد میشه. باید کم کم مصرف داروهاتون رو لااقل کم میکردید. الان اینجا که من میبینم شما کم خونی شدید دارید. باید دوباره فروس سولفات و قرص آهن مصرف کنی. فروس سولفات رو هم که میدونی، آخر شب مصرف میکنی. خوردن نمک ید دار و عدس فراموش نشه. قرصهای ویتامینی رو هم که برات مینویسم با آب پرتقال بخور، ترجیحا طبیعی.
نگار نگاهی به دکتر انداخت و گفت:
romangram.com | @romangram_com