#بچه_مثبت_پارت_188
- وای ملیسا باورم نمیشه متین انقدر خوشگل و خوش تیپ بوده باشه.
- خفه شو شقایق، یه وقت می شنوه فکر می کنه خبریه.
- خدایی نگاهش کن، اصلا انگار از هالیود پا شده اومده.
- خفه بمیر!
کوروش و مائده هم نشستن. مائده کنار من نشست و دستم رو گرفت.
- وای مائده چقدر یخ کردی.
- فقط به خاطر اصرار خاله قبول کردم؛ ولی عجب غلطی کردم.
کاملا مشخص بود که معذبه. دستش رو آروم فشار دادم و گفتم:
- یکی دو ساعت دیگه تمومه.
- کوروش یه آهنگی بذار صفا کنیم.
کوروش زیر چشمی نگاهی به مائده کرد و گفت:
- سیا تو دو دقیقه نمی تونی آروم بشینی؟
- حوصلمون سر رفت. یهو برمی داشتید تفکیک جنسیتیم می کردید!
- سیاوش؟!
کورش تقریبا داد زد و باعث شد یه لحظه همهمه ی سالن قطع بشه و همه به طرف میز ما برگردن. مائده سریع گفت:
- کوروش خان خواهش می کنم.
کورش آروم شد و نگاهش کرد.
- ببینید دخترخاله ی کورش خان، مهمونیای ما اصلا این مدلی نیست، مخصوصا عمو جان، منظورم پدر کوروشه، مهمونیای توپی می گیره اما حالا ...
romangram.com | @romangram_com