#با_بهار_پارت_85

پرسیدم : تو فال خودت رو هم دیدی ؟

از سر بی قیدی سرش راتکان داد و گفت : اوهوم . چیز جالبی توش نیست .

پرسیدم : مال خواهر و برادرهات رو چی ؟

گفت :نه اونا اعتقادی به این حرفها ندارن .

گفتم : امشب من و مریم تنها هستیم کاشکی تو هم می تونستی با ما باشی تا صبح می نشستیم و حرف می زدیم .

گفت : از دیونگی های من خوشت میاد ؟

گفتم : تو هر چی هستی من از خودت و حرفات خوشم میاد .

پرسید : کجا ؟ اینجا؟

romangram.com | @romangram_com