#با_بهار_پارت_182


صدای زن عمو بلند شد که به پشتیبانی مجید گفت : خبه خبه لازم نکرده تو انقدر لی لی به لا لای اون بذاری اون خودش نزده می رقصه . دختره ی بی ادب .

زرین به جانبداری از من گفت : چی کاره کرده بی ادبه ؟ دو روزه اومده اینجا چپ و راست پیه می کنین بهش خودم دیدم همین آقامجیدتون بهش میگفت مثل آدم جواب بده اون اصلا حرف میزنه که مثل غیر آدم جواب بده ؟

مجیدصدایش رابلند کرد و گفت : ازش می پرسم شام چی داریم جواب نمیده خیال میکنه از دماغ فیل افتاده شما خیلی بیخودکردین بدون مشورت ما آوردینش اینجا .

انگار مجید از دل مادرش حرف زده بود زیرا اکرم خانم صدایش قوت بیشتری گرفت و گفت : به این آقابگو که هر کاری دوست داره میکنه ببین تازه دو روزه اومده هر دفعه از یه گوشه ی خونه صدا بلندمیکنه حالام که کسی حرفی بهش نزد . اصلا این دختره مثل مادرش آب زیر کاهه . دوست داره همه رو به هم بریزه از اینکه این جوری سر و صدا بلند کنه خوشش میاد.

زرین گفت: وا مامان ! کدوم سر و صدا ؟ تازه برای شماکه بد نشده آشپزخونه رو سپردی دستش خودت رو راحت کردی .

زن عمو بدون اینکه به حرف زرین توجه کنه گفت : بهتر تا گندش در نیومده برش گردونی تو همون خونه ی مادرت .هم خودش راحت تره هم ما

مجید دنباله ی حرف او را گرفت وبا لحنی پر از کنایه گفت : دیگه هم لازم نیست برای رفت و آمدش به کسی توضیح بده تازه شاید...


romangram.com | @romangram_com