#آوای_عشق_پارت_194
داغ چشمت خورده بر چشمان من
آه ای با جان من امیخته
ای مرا از گور من انگیخته
از تو تنهاییم خاموشی گرفت
پیکرم بودی هم اغوشی گرفت
ای به زیر پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده
گیسویم را از نوازش سوخته
گونه هام از هرم خواهش سوخته
ای تشنج های لذت در تنم
ای خطوط پیکرت پیراهنم
ای نفس هایت نسیم نیمخواب
شسته از من لرزه های اضطراب
خفته در لبخند فرداهای من
رفته تا اعمال دنیاهای من
چون تب عشقم چنین افروختی
لاجرم شعرم به اتش سوختی
romangram.com | @romangram_com