#_آسمان_دیشب_آسمان_امشب_پارت_244


سرش را تکان داد و بيرون رفت.

علي رضا دستش را بالا گرفت و محکم گفت:

ـ مي خوام بهت دست بزنم.

دو قدم به عقب برداشتم و گفتم:

ـ الان نه. من فقط يه دقيقه نياز دارم که آروم بشم.

رو صندلي نشستم و به صفحه ي لپ تاپم خيره شدم. عکس کهکشان بچه قورباغه (سي و چهار) بود.

ـ ميشه سه دقيقه تنهام بذاري و البته مواظب باشي کيانا نياد داخل؟

ـ سارا اجازه بده، من مي تونم آرومت کنم.

ـ نه نمي خوام، فقط مي خوام تنها باشم.

ديدم که با ترديد اتاق را ترک کرد. نمي توانستم جلوي لرزش بدنم را بگيرم. کفش هايم را درآوردم و پاهايم را روي صندلي، درون سينه جمع کردم. اگر مي توانستم درست نفس بکشم، حس بهتري پيدا مي کردم، اما نمي توانستم. به موهايم چنگ زدم و بيشتر در خود فرو رفتم. پيشاني ام را به زانويم فشار دادم و لبم را گاز گرفتم تا صداي گريه ام از اتاق بيرون نرود. هيچ وقت، هيچ کس، گريه ام را نديده بود. الان هم نبايد مي ديد، نبايد مي شنيد.

HE1523-0901 قديمي ترين ستاره ي کشف شده در کهکشان راه شيري است، که سني معادل سيزده و شش دهم بيليون سال دارد (سي و پنج). عمر اين ستاره تقريبا به قدمت جهان است که با استفاده از اشعه ي ماوراي بنفش طيف سنج بزرگ، براي اندازه گيري حجم برليم دو ستاره ي خوشه دي کروي، تخمين زده شده.

کهکشان بچه قورباغه، يک کهکشان شکسته ي مارپيچي ميله اي است، که در چهارصد ميليون سال نوري از زمين و در صورت فلکي اژدهاي شمالي (سي و شش) قرار گرفته. ويژگي اصلي اين کهکشان، دنباله اي از ستاره ها مي باشد، که در حدود دويست و هشتاد هزار سال نوري، طول دارد.

چرا ستاره ها هم نمي توانستند آرامم کنند؟

ـ مي خوام بهت دست بزنم.

علي رضا بود. نفسم بند آمد و براي لحظه اي خيلي کوتاه، از شوک شنيدن صدايش، لرزش بدنم متوقف شد. به زحمت در مقابل بلند کردن سر و نگاه کردن به چهره اش مقاومت کردم. نمي خواستم او صورت خيسم را ببيند، اگر چه مسلما آن قدرها هم بي صدا گريه نکرده بودم.

بدنم دوباره به لرزش افتاد و او ادامه داد:

ـ اين يه درخواست نبود، فقط خواستم بدوني که دارم بهت دست مي زنم.

بازويم را گرفت و به سمت خود کشيد. مجبور شدم سرم را کمي بلند کنم. صورتم را ميان دستانش گرفت و کمي خم شد. چهره اش مقابل چهره ام قرار گرفت. لبخند کمرنگي بر لب داشت. به چشمانش خيره شدم. حرکت آرام انگشتش را روي صورتم، براي پاک کردن اشک هايم، احساس کردم. چشمانش آسمان داشت. محو آسمان شدم.

گفت:

romangram.com | @romangram_com