#_آسمان_دیشب_آسمان_امشب_پارت_180
علي رضا گفت:
ـ البته که فراموش نکردم. تازه يه سورپرايز هم برات دارم، مي خوام يه نفر که خيلي هم ...
صداي جيغ پر هيجان درسا ميان کلام علي رضا بلند شد.
ـ واي من عاشق اين آهنگم!
گوش دادم. صداي مردانه اي فضاي خانه را پر کرد.
Girl my body don’t lie
I’m outta my mind
Let it rain over me
دوباره صداي جيغ و خنده ي درسا بالا رفت. ديدم که زني ميان آغوش علي رضا، ميان فضاي خالي هال ايستاد. علي رضا با خنده او را ميان دستانش گرفته بود و هر دو خيلي سريع تکان مي خوردند و مي رقصيدند.
I’m rising so high
Out of my mind
So let it rain over me
علي رضا دستانش را به دور کمر درسا حلقه کرد و او را يک دور چرخاند.
Ay ay ay
Let it rain over me
Ay ay ay
Let it rain over me
پالتوي بلند قرمز رنگ به تن داشت، ساق مشکي و شالي سياه رنگ که به دور گردنش پيچيده شده بود. از علي رضا کوتاه تر به نظر مي رسيد. رنگ بلوطي موهايش با چيزي که از عکسش به خاطر داشتم، متفاوت بود.
Freak me baby, yes, yes
romangram.com | @romangram_com