#آسای_من_(جلد_اول_و_دوم)_پارت_13

اشاره ای به صندلی روبروم کردو گفت :

- اجازه هست بشینم؟ !

+ بله بفرمایید .

- سلام،من مهراب هسم،مهراب سلطانی .

+ خوشبختم،منم نورلانا وفایی هستم .

- ظاهرا خیلی به کیک شکلاتی علاقه دارید !!

+ اوه،خب یجورایی عاشقشم.میتونم بپرسم از کجا فهمیدید من باهاتون قرار گزاشتم؟ !

- خب قبل اومدن از دوستتون مشخصاتتونو پرسیده بودم ...

+ اوکی پس شروع کنیم .خبر دارید که من دنبال کسیم که دوست پسر قلابی من باشه دلیلش مهم نیس چرا، ولی باید بتونه خوب نقش عاشقا رو بازی کنه، جوری که همه باورشون بشه .

- خب من هستم ولی تا کی باید نقش بازی کنیم؟؟ !!

+ مدتش معلوم نیس.اما هروقت تموم شه دستمزد خوبی بهت میدم .

- اما من بجای دست مزد یچیز دیگه میخوام ...

+ خونه یا ماشین هر چی که بخوای بهت میدم .

- ن...اشتباه برداشت کردی حرف منو.من پول و ماشین و خونه نمیخوام ...

باچشمای ریز شده نگاش کردمو گفتم :

+ پس چی؟ !

- خودتو میخوام ؛لمس کردنتو میخوام .تو دختر خوشگلی هستی و من میخوام که واقعا دوست پسرت باشم ...

خون به مغزم نرسید؛ این مردک با خودش چی فک کرده بود؟؟؟


romangram.com | @romangram_com