#آسای_من_(جلد_اول_و_دوم)_پارت_10

نانی!!! این اسمی بود که روم گزاشته بود همیشه موقع منت کشی به این اسم صدام میزد ...

+ علیک سلام اینجا چیکار داری؟؟؟

- این چه وضع مهمون داریه گلم ناسلامتی عشقت اومده ها اونوقت تو اینجوری باهاش برخورد میکنی؟؟؟

+ هه عشق؟!! کی گفته تو عشق منی؟؟؟

حالم ازت بهم میخوره چه برسه بخوام عاشقت باشم ...

- نورلانا تموم کن این حرفارو نمیخوای گذشته رو فراموش کنی؟؟؟من دیگه اون شهریار ثابق نیستم ٬پس انقدخطاهای منو نکوب توسرم .

+ من هیچوقت نامردیاتو فراموش نمیکنم.فک کردی باز خر میشمو بهت اعتماد میکنم ؟!اصن رها خبر داره

اینجایی یا سر اونم شیره مالیدی؟ !!!

- به رها ربطی نداره من کجا میرم و پیش کی میرم اون فقط یه سرگرمی بود برام اما حالا که بعد هشت سال دیدمت میخوام که باتو باشم ٬بیا گزشته رو بریزیم دور مگه همیشه نمیخواستی خانوم خونم باشی؟؟؟

+ وای خدا شهریار تو فک کردی با بچه طرفی؟؟؟ با این حرفا میتونی منو خر کنی؟؟؟ !!!

- ای بابا خر کردن چیه من فقط میخوام کارای گزشتمو جبران کنم و واسه همیشه مال خودم باشی.میدونی بعدرفتنت چقد بفکرت بودم؟؟؟

+ نمیدونم نمیخوامم که بدونم چون برام مهم نیسی حالا ام گمشو بیرون از خونه ی من

- باشه نورلانا هر چقدر دوست داری چموش بازی دربیار ولی روزی که زیر من زن شدی، بهت میگم مال کی

هستی ...

بعد زدن حرفش به سرعت از خونه رفتو دروکوبید بهم .

ترس برم داشت نکنه بلایی سرم بیاره هان ؟؟!!! ن بابا مگه دیوونه ای مملکت قانون داره،شهر هرت نیست که ...

تا صبح همینجوری با خودم کلنجار رفتم و به خودم دلداری دادم

دم دمای صبح بود که شماره ی ارزو رو گرفتم


romangram.com | @romangram_com