#آسانسور_پارت_426
برگشتم طرفش ..منتظر بود..لبخندي زدم ..
- بعضي از دوست داشتنام مثل دوست داشتناي توه... كه تا دنيا دنياست... نميشه براي جبرانشون كاري كرد .
..لبخندش پر رنگتر شد ...
كمي خم شدم و سرمو تيكه دادم به شونه اش ...و با چشماي بسته ...
- اره دوست داشتناي تو ...كه هيچ وقت تموم نميشه ...
كه احساس كردم ...دستشو از پشتم رد كرد و رسوندبه بازوم..و فشارش دادو منو بيشتر به خودش تكيه داد .......كه ته دلم خالي شد ...
صداشو دم گوش شنيدم..
فقط تو زندگي اينطوري تلافي نكنيا....باور كن همين طور ادامه بدي به خاطر پنچر گيري لاستيكا ....ور شكست مي شم ...
با چشماي بسته ..در حالي كه غرق در آ*غ*و*ش گرمش بودم ..لبخندي زدم و با خنده :
- سعيمو مي كنم ..كه زيا د تلافي نكنم ..فقط ماهي دوبار...اونم به خاطر روي گل تو ..عزرائيل جونم
.ودوتايي زديم زير خنده
كه منو بيشتر كشيد تو ب*غ*لش ....
محسني - لجباز كله شق... عزرائيلت خيلي دوست داره ...
romangram.com | @romangram_com