#آسانسور_پارت_411

منو محسني سكوت كرديم

بهزاد زودي به طرفم چرخيد

بهزاد- اگه كسي نياد ... چيكار بايد بكنيم ...؟

به محسني نگاه كردم ...كه حالا مي تونست كمي پاشو تكون بده ...

بهزاد يه دفعه:

بايد از سقف بريم

محسني - شوخي نكن فوقش تا نيم ساعت ديگه پيدامون مي كنن

بهزاد- اگه نكردن

بازم سكوت ...

بهزاد- زودي به طرف ميله دور تا دور اتاقك رفت ....و پاشو گذاشت رو ش و دستشو به جايي گير داد..و با دست چپ ...به در وسط سقف چند بار ضربه زد ولي باز نشد ...

بعد از چند ثانيه ..تلاش بي ثمر

نتونست زياد خودشو نگه داره و مجبور شد كه قبل از اينكه بيفته خودش بياد پايين

...همونطور كه نگاش به دريچه اسانسور بود

بهزاد- تنها راهمون سقفه

فصل هفتاد و يكم :





محسني -بعد از اون بايد چيكار كنيم؟

romangram.com | @romangram_com