#آسانسور_پارت_395
ابروهاشو انداخت بالا
و با شيطنت دست به سينه شد
مي دونستم ذوق كرده كه قراره... ازش معذرت خواهي كنم
- من بايد به حرفاتون گوش مي كردم ........اما لج بازي .....كار دستم داد
محسني - خوب منم نبايد انقدر تند باهات حرف مي زدم ....
- .مطمئنم اگه تندم حرف نمي زديد بازم من كار خودمو مي كردم
محسني - گاهي وقتا ادم سر حرفش بمونه خوبه ...ولي گاهي بهتره از حرفاي ديگران هم استفاده كنه ....
فقط لبخندي زدم
- ديگه فكر نكنم بخوام اين كارو ادامه بدم ....
محسني - چرا بدت مياد؟
- نمي دونم..........گاهي حسابي خسته ام مي كنه.. گاهيم... حسابي مايوس
محسني - اشتباه نكن ...اينجا به وجود پرستارايي مثل تو خيلي نياز دارن
با خنده
-اهان به وجود امثال من ... كه فرق دست راست و چپشونو نمي دونن
دوتايي باهم زديم زير خنده
محسني - باور كن اون پرستارا هم واقعا به درد مي خورن
محسني - ولي جداي از شوخي هيچ وقت زود تصميم نگير
- اين بار به حرفتون گوش مي كنم ...
romangram.com | @romangram_com