#آسانسور_پارت_375
مهدي - عجوبه عجب حلال زاده ايم هست ...
زير زبوني
ساكت شو مهدي
مهدي با تعجب ابروهاشو به حالت با نمكي چندبار انداخت بالا ...
محسني - بهترين خانوم صالحي ..؟
-بله خداروشكر بهترم ..ممنون ..
كه مرواريد با سرعت و در حالي كه نفس نفس مي زد با هيجان و ذوق وارد اتاق شد...
فكر نمي كرد كسي داخل اتاق باشه و براي همين قبل از ورود داد زد:
منايي
كه مهدي و محسني برگشتن طرفش
يهو وسط راه وايستاد ...و رنگش پريد
مهدي كه از خنده در حال انفجار بود..
منا از كي منايي شدي ؟
بيچاره مرواريد چقدر قرمز كرده بود...
- چي شده مرواريد جان ؟
مرواريد - هيچي ...بعدا مي گم ..و با يه ببخشيد زودي از اتاق خارج شد ...
مهدي با شوخي و بي خيال محسني ..
مهدي - منايي این چرا اينطوري كرد ...؟
romangram.com | @romangram_com