#آسانسور_پارت_359

فقط مرواريد بود ..

به احتمال زياد فائزه جيم شده بود ..صبا هم حتما سر مريضا بود ....

پشت ميز نشستم

مرواريد بهم نزديك شد - منا بخدا منظوري نداشتم..الان با هم قهري ؟

جوابي ندادم

مرواريد - خوب ببخشيد ..نبايد ...

از جام بلند شدم و رفتم توي اتاق

به دنبالم امد.

مرواريد -.ببخش ديگه ...

صبا وارد اتاق شد

صبا- به منا خانوم ...چه عجب ما شما رو ديديم

با متلك:

- بيرون خوش گذشت؟

چشماشو چرخوند ..

و در حالي كه لبخند مي زد

صبا- اره خيلي



- رو تو برم هي

romangram.com | @romangram_com