#آسانسور_پارت_358
به طرف اتاق فرزاد راه افتادم ...
دو بار درشو زدم ..ولي كسي جواب نداد..دستمو رو دستگيره در گذاشتم و كشيدمش پايين
ولي در قفل شده بود
يكي از خدمه ها ..:
دكتر يه نيم ساعتي ميشه كه رفته
با تعجب:
- رفته؟... براي خوردن ناهار رفته؟
خدمه - فكر نكنم خانوم..كت پوشيده بودن كيفشونم دستشون بود...
برگشتم و به در خيره شدم
"ولي اون كه گفت كلي كار تو بيمارستان داره.."
گوشيمو در اوردم و در حال راه رفتن با شماره اش تماس گرفتم ...
اما جواب نداد..
دوباره تماس گرفتم كه بعد از دوبار زنگ خوردن.. بوق اشغال زده شد..با تعجب گوشي رو از گوشم دور كردم .....
و با ناراحتي دكمه قرمزو فشار دادم ...
وارد بخش شدم
romangram.com | @romangram_com