#آسانسور_پارت_335

- اهان..بله ممنون

محسني - دو روز بود كه نيومده بودي بيمارستان ...گفتم شايد سرما خوردگيت بدتر شده ...

- نه حالم خوب بود ..نتونستم بيام

...

پوزخندي زدم .

- احتمالا به اندازه دو سال توبيخ بشم

محسني خنده اش گرفت و چيزي نگفت



به جلوي در بيمارستان رسيديم ..

خواستم پياده بشم ..

محسني - كجا بذار بريم تو ..اينجا چرا..

- اخه

به حرفم گوش نكرد براي نگهبان چندتا بوق زد .. نگهبان زنجيرو انداخت پايين و با دست به محسني سلامي ...داد



ومحسني يه راست رفت سمت پاركينگ .

وقتي ماشين متوقف شد ..تشكري كردمو و خواستم پياده بشم

محسني - صالحي

در نيمه باز بود برگشتم طرفش

romangram.com | @romangram_com