#آسانسور_پارت_336
محسني - يه لحظه بشين كارت دارم...
اروم پاي راستمو كه گذاشته بودم بيرون اوردم تو و درو بستم
بهش خيره شدم ..به رو به رو نگاه مي كرد
محسني - ببين من كارت نيستم ..شايدم اصلا به من مربوط نميشه ...
نمي دونم چرا با اين كه يه بار بهت گوشزد كرده بودم ....بازم به حرفم گوش نكردي ...
تو مختاري براي زندگي خودت..... خودت شخصا تصميم بگيري... نه من و نه هيچ كس ديگه اي هم حق دخالت نداريم ...
اما بهتره تو اين تصميمات از عقلتم استفاده كني ....
جلالي ادم خوش چهره ايه ....درست...
بشاش و شاده ...درست
احتمالا شوخ و سر زبون دارم كه هست
اما اگه ملاكت تو زندگي این چيزاست ....كه بايد بهت بگم ....
بهش خيره شدم..
ساكت شد
محسني – صالحي من در جايگاهي نيستم كه بخوام نصيحتت كنم
ولي از اين ادم دوري كن
به خاطر خودت مي گم ...
تو بهش نزديك بشي يا نشي ..هيچ نفعي براي من نداره
romangram.com | @romangram_com