#آسانسور_پارت_321
فرزاد- بهتره تا يه مدت به كسي نگيم كه منو تو با هم هستيم
چنگالو از دهنم كشيدم بيرون
-چرا ؟
فرزاد- خو ب.. خوب طبيعيه. شايد بعد از يه مدت منو تو نتونستيم بنا به هر دليلي باهم بمونيم ..پس چرا از حالا به همه بگيم.. كه بعدا برامون دردسر بشه
سرمو با سر در گمي كمي تكون دادم ...
-چه دردسري ؟.....يعني شما
فرزاد- نه نه عزيزم اصلا... ولي شايد.... اصلا شايد تو از من خوشت نيومد
تو دلم ..
"من كه الان تو ابرام...بي انصاف "
-يعني به خانواده هامونم چيزي نگيم ...؟
فرزاد- اوه نه نه اصلا ...
-چرا انوقت .اونا كه خودين
فرزاد- چرا سختش مي كني ؟...بذار يكي دوماه بگذره.... بعد از اون اگه همه چي خوب بود و خوب پيش رفت... بهشون مي گيم ..هومم خوبه ؟
چنگالو با درموندگي فرو بردم تو جوجه ..
- .ولي اگه خانواده ام بفهمن ... خيلي ناراحت مي شن ..اونا ..اينجور روابطو
فرزاد- منا عزيزم ..مگه مي خوايم چيكار كنيم؟ ..تو توي همون بيمارستاني كاري مي كني كه من مي كنم ...
اكثرا هم كه توبيمارستانيم .....منظور تو رو از روابط نمي فهمم ...پس بهتره يكم صبر كنيم ..باشه؟
romangram.com | @romangram_com