#آسانسور_پارت_320


فرزاد- چت شد يهو؟

-من بايد يه چيزي بهت بگم.....خيلي مهمه ...

فرزاد- چي شده؟ ..نكنه نظرت عوض شده ؟

-نه بابا مهمتر از اونه

رنگش پريد: چي ؟

- من اصلا از ماهي وخوراك دريايي خوشم نمياد

نفسشو با خيال راحت داد بيرون و در حالي كه خنده اش گرفته بود...

فرزاد- واقعا هم كه خيلي مهم بود

خوب زودتر مي گفتي ...ديگه اين كارا چي بود ....

بيا بريم الان مي گم غذاتو عوض كنن

-نه نمي خواد ...ديگه اشتهايي ندارم ..

فرزاد- بيا ..بشيني اشتهات باز ميشه ...

وقتي دوباره نشستيم ..گارسونو صدا كرد و غذامو عوض كرد ...

راست مي گفت من كه ادعاي سيري و بي اشتهايي مي كردم ..درست مثل گاوشروع كرده بودم به خوردن





فرزاد بعد از خوردن چند لقمه از غذاش و در حالي كه سرش پايين بود ..


romangram.com | @romangram_com