#آسانسور_پارت_318


از كدوم طرف ؟



با خنده به بشقابم خيره شدم ...و چنگالو فرو بردم توي يه تيكه..كه نمي دونم چي بود ...

چنگالو كمي اورم بالا و به تيكه خيره شدم..

اگه روم ميشد ....به بينيمم نزديكش مي كردم ...

چشمامو حركت دادم به طرف فرزاد.... كه دهن باز داشت به حركاتم نگاه مي كرد

"دختر احمق يه كاري نكن كه از پيشنهادش پشيمون بشه "

پس چشمامو بستم و چنگالو بردم تو دهنم ...لبامو رو هم گذاشتم ..

.واي چقدر نرم و ابكي بود ...مزه اشم ..اه اه اه ...

ديگه نمي تونستم چشمامو باز كنم ..به زورهمونطور كه لقمه تو گلوم گير كرده بود ..از جام بلند شدم ...

و با چشمام به دنبال مسير ي گشتم كه بتونم باهاش به طرف دستشويي برم

فرزاد كه كلي منگ شده بود ..

با انگشت اشاره اش مسيرو نشونم داد...فقط تونستم سرمو به نشانه تشكر تكوني بدم ..و با سرعت نور خودمو با اون كفشا برسونم به دستشويي ....



سرمو كه اوردم بالا ..چندتا نفس عميق كشيدم و .به چهره ي تو اينه خيره شدم



- مردم به چيا كه پول نمي دن ..خوب يه جوجه ای ..كبابي...بايد از اين كلاسا مي امدي؟ ...


romangram.com | @romangram_com