#آسانسور_پارت_306
- اگه اون رژ براقو بزنم بهتر نيست؟
مرواريد- نه ديگه مي خواي طرفو بفرستي سينه قبرستون
به خنده افتادم
مرواريد- اما نه اون تو رو فرستاده قبرستون كه ديگه خودت نيستي
به طرف كيفم رفتم ...
مرواريد- نگفتي با كي قرار داري؟
به طرفش رفتم و نوك بينيشو كشيدم
- تو فكر كن با پسر شاه پريون...
ابروهاشو چندبار انداخت بالا و دست به سينه شد ....
مرواريد- تا جيك امروز در به در دنبالت مي گشت.
- .تو رو خدا روزمو خراب نكن ...اسم اون ترشيده رو هم مدام جلوم نيار
مرواريد- مگه تو نيما رو...ول نكرده بودي؟
نفسمو با ناراحتي دادم بيرون
- خوب كه چي؟
مرواريد- پس چرا؟
- چيه؟... بايد به توام جواب پس بدم ؟
- من ولش كردم... ولي كنه است.... خودت كه بايد بهتر از من كنه ها رو بشناسي ...
romangram.com | @romangram_com