#آسانسور_پارت_294
- كدوم حرفا ..؟
كمي تعجب كرد و رنگش پريد ..
فرزاد- همونايي كه..
يه دفعه حرفشو عوض كرد ...
فرزاد- يعني چيزي به شما نگفتن ...؟
-من اصلا نمي فهمم شما داريد درباره چي حرف مي زنيد ...
..لباشو تر كرد و لبخندشو پر رنگتر
فرزاد- راستش نمي دونم چرا دكتر محسني از من خوششون نمياد ..همونطور كه خودتون از روز اول گفتيد ....با كسي خوب نيستن ....
- چرا اينا رو به من مي گيد .....؟
فرزاد- راستش نمي دونم چطور به شما بگم..
به چشماش خيره شدم ....
-راحت باشيد ...
فرزاد- ناراحت نمي شيد؟
-اصلا
سرشو انداخت پايين و با دستش شروع كرد به ور رفتن ..به دستاش نگاه كردم كه يه دفعه سرشو اورد بالا ...
فرزاد- من از تو خوشم مياد ...
رنگم پريد ..
romangram.com | @romangram_com