#آسانسور_پارت_286
باورن به شدت مي باريد ....در حالي كه تلفن بوق مي كشيد به بخار ليوان چاييم خيره شدم ...
كه بلاخره جواب داد...
بله
اب دهنمو قورت دادم كه دوباره گفت الو
- الو سلام
با شك:
سلام
- اقاي عليپور؟
دايي بهزاد - بله خودم هستم
-صالحي هستم ....منا صالحي
دايي بهزاد - اوه بله خانوم صالحي ..حال شما ...؟
خانوم فكر كردم مارو فراموش كرديد ...
كمي قرمز شدمو لبخندي زدم
-غرض از مزاحمت
نذاشت حرفمو بزنم
دايي بهزاد - بهزاد كارتو براتون اورد؟
-اومممم.. بله راستش
romangram.com | @romangram_com