#آسانسور_پارت_285
و با اكراه :
- خوب مي گفتي شوهرته ..كي حسودي مي كرد ...
حالم كه كمي جا امد..از حموم خارج شدم ....
براي اينكه اعصابم اروم باشه گوشيمو هم خاموش كرده بودم
****
روي صندلي گهوار ه ای در حال با لا و پايين رفتن بودم ...
كيفمو برداشتم و بازش كردم و توشو بررسي كردم ..پوزخندي زدم.
- .اينم ساندويچ اهدايي اقا
..كمي كه كشتم چشمم به كارت دعوت خورد ..درش اوردم ...
-نه ديگه حوصله مهموني شما از دماغ فيل افتاده ها رو ندارم ..
دستمو اوردم بالا و به كارت تو دستم خيره شدم ...دست دراز كردم ..و تلفنو از لبه پنجره برداشتم
....و با شستم شروع كردم به وارد كردن شماره ...
كارتو گذاشتم رو پاهام و گوشي رو به گوشم نزديك كردم و دكمه سبزو فشار دادم....
romangram.com | @romangram_com