#آسانسور_پارت_284
درو كه بستم يه بار ديگه به در خيره شدم ....
شونه هامو انداختم بالا و كليدو پرت كردم رو ميز
تازه وقتي پالتومو در اوردم فهميدم كه لباساي صبا تنمه ...
رفتم توي اتاقم
روبدشامبرمو برداشتم و به طرف حموم رفتم ....
بايد يه دوش اب گرم مي گرفتم ...بدنم خيلي كوفته بود ...
شير دوش اب گرمو باز كردم ..اب داغ از وجوم سرازير شد
- چطور تو اين همه مدت نگفته بود كه با محسنيه..
منو خربگو .... چقدر جلوش در باره محسني بد گفتم
سرمو تكوني دادم
- حتي بهش گفته بودم كه باد لاستيكاشو من خالي مي كنم ...
دستاموبردم بالا و موهامو كه ريخته بود جلو با دو دست دادم عقب ....
- پس ديشبم خودش بوده ....
- خوب مي گفتي باهاشي ..اصلا..اصلا
به دلم نيومد بگم شوهرش
romangram.com | @romangram_com