#آسانسور_پارت_278
محسني - تا تو لباساشو عوض كني منم برم كيفمو از توي ماشين بيارم
صبا- باشه...
چهره اشو نمي تونستم خوب ببينم ....دستمو اروم گذاشت پايين و بلند شد...
صبا- منا جون..چشماتو باز كن ...
- صبا خودتي؟.... صدات كه مثل اونه
صبا با خنده :
بد سرما خوردي
شروع كرد به باز كردن دگمه هاي روپوشم ....
صبا- اين همه جا بايد مي رفتي... تو اون سرما با خودت خلوت كني
با باز كردن اخرين دگمه از جاش بلند شد و ..يه دست لباس از كمد در اورد ...
و وادارم كرد بشينم ...
صبا - بيا خانوم برا من فقط يه تاب از زير روپوش پوشيده ...مگه چقدر پوست كلفتي دختر ....
..چشام باز نمي شد ...ضربه اي به در اتاق خورد...
محسني - بيام تو؟
صبا - نه هنوز لباسشو عوض نكرد
محسني - پس كارت تموم شد صدام كن ...
صبا- باشه ....
romangram.com | @romangram_com