#آسانسور_پارت_277

فقط سرمو تكون دادم

كه صداي مرد در امد..:

احتمالا سرما بخوره

صبا سرشو تكوني داد

صبا- اره بد جور يخ كرده ..رنگ و روشم پريده .....

منا كليد كه همرا خودت اوردي ..؟

.سرمو تكوني دادم و با صداي اروم و چشماي خماري كه به سمت پايين بود..

- نه همه چي تو كيفمه..يهو گفتم حتي ساندويچم ...

صبا و مرد به خنده افتادن..

صبا- بخواب سرما رو خوردي.... داري كم كم هذيونم مي گي .

.سرمو به نشونه تا ييد تكوني دادم و اروم متمايل شدم به طرف صندلي و به پهلو دراز كشيدم

ديگه چيزي برام مهم نبود ....و چشمامو بستم ....

تب و لرز كرده بودم ..و به شدت احساس سرما مي كردم ....

چشمامو به زور باز كردم ....

رو تخت بودم ...يكي كنارم رو تخت نشسته بود و يه نفر ديگه ام بالا سرم وايستاده بود ...



اين دختر.... اخر سر با اين كاراش ...خودشو مي كشه ...

دستم تو دست مرد بود ..داشت نبضمو مي گرفت

romangram.com | @romangram_com