#آسانسور_پارت_271
دهنم باز موند....
-بله ...؟
زن- بله بلا..بله و درد..دختره مردم ازاد..دختره هيچي ندار
سريع خودمو جمع و جور كردم
- خانوم صداتو بيار پايين ...بفهم داري با كي حرف مي زني
كه جواب همه اقتدارم يه كشيده محكم تو دهنم بود ...
با كشيده اش سرو صدا ها يه لحظه خوابيد ...
*******************************
همه با ناباروي به من و زن خيره شدن ....
دستم رو گونه ام بود...محسني و فرزاد و بچه ها بهم خيره شده بودن ....
زن- فكر كردي پسرم بي كس و كاره كه ...
حرفشو قطع كرد ..انقدر حرص خورده بود كه دهنش كف كرده بود
زن- دخترايي مثل تو رو خوب مي شناسم....امثال شما ها براي پسراي چشم و گوش بسته اي مثل پسر من.... خوب بلديد چطور تور پهن كنيد....
چشايي كه داشت از اشك پر مي شد چرخيد به سمت ته سالن ..
نيما مثل چوب تو جاش وايستاده بود و از ترس از جاشم تكون نمي خورد ....
romangram.com | @romangram_com