#آسانسور_پارت_269
-يعني كارد بخوره به اون شكماتون.... الان خندقتونو پر كرديد ..بازم چشتون دنبال اينه
به طرف فائزه رفتم و ساندويچو از دستش كشيدم بيرون
-بيام... بقيه اشو مي خورم
فائزه - بگير بابا انگار نوبرشو اورده ....
كاغذ ساندويچ دادم بالا ....و گذاشتم تو كيفم ...
فائزه با دلخوري - اينو باش.. انگار داره كله بريده قايم مي كنه..
اهميتي ندادم و داروها رو براي مريضا بردم
*******
- دردت كه زياد تر نشده؟
بيمار- نه فقط گاهي جاش تير مي كشه ...
- نگران نباش طبيعيه.... ولي به دكتر مي گم حتما بهت سر بزنه
كارم تموم شده بود....
يكي از مريضا صدام كرد ...
- جانم
بيمار – سرمم تموم شده مي شه درش بياري ....
سرمو تكون دادم و خواستم برم طرفش كه صداي داد و فريادي رو از بيرون شنيدم ..
با تعجب ..از اتاق بيرون امدم
romangram.com | @romangram_com