#آسانسور_پارت_251
صبا- اه ..تويي ...پس چرا بهم زنگ نزدي ...چرا امدي اينجا..؟
محسني - هر چي بهت زنگ زدم جواب ندادي ...
صبا – واقعا... لابد نشنيدم
محسني – حقم داري ....با اين همه سر و صدا ....چطور صداي هم ديگرو مي شنويد ؟
صبا با خنده- ادرس اينجا رو از كجا گير اوردي ؟
محسني –..ببخشيد ا كه نوكرت ..تو رو رسونده تا اينجا ....
صبا- اه وا راست مي گيا ..تو روخدا داري حواسو ..
و دوتاييشون اروم شروع كردن به خنديدن
محسني - پرسيدن ادرس خانوم صالحيم كه چندان سخت نبود ......بيا ببين همينه ؟
صبا- اره انقدر عجله داشتم كه يادم رفت كادوشو بيارم ...پس منا كو .؟
..محسني به تته پته افتاد :
نمي دونم ...
صبا- باشه ....مي خواي تو بيا تو ؟
محسني – برو خودتو دست بنداز دختر
صبا كه در كمال ارامش حرف مي زد :
باشه ...پس ديگه برو ....بازم ممنون
محسني – بيام دنبالت ؟
صبا- نه خودم بر مي گردم ....
romangram.com | @romangram_com