#آسانسور_پارت_247
موقع خوردن كيكم كلي ادا و اطو ار در اورديم ....
معده هممون ورم كرده بود ...
من به حالت درازكش. رو مبل
الهام- ...منا دست درست... خيلي وقت بود... انقدر بهم خوش نگذشته بود...
پس اين مروايد كجاست؟
- جونم مرگ شده خبر داد كه امشب كشيك وايميسته
همه با هم شروع كرديم به خنديدن
الهام- پس ما براي كدوم عنتري تولدت گرفتيم
از خنده و معده ورم كرده ...نمي تونستم زياد تكون بخورم ...
- تو فكر كن براي من ...
باز همه خنديدم ..
الهام - منا جدي شو .......واقعا نمياد ..؟
-چرا ولي گفت يكم دير مياد
الهام- ما كه همه كيكارو خورديم ..
سرمو به زور اوردم بالا و به ته ظرف كيك خيره شدم ...
-نه هنوز خامه هاش مونه ..
و دوباره سرمو كوبيدم رو دسته مبل
....كه صداي در امد
romangram.com | @romangram_com