#آسانسور_پارت_224


سرشو اورد بالا و بدون تامل

محسني – هميشه اينطور زود با همه گرم مي گيري؟

با تعجب

- بله دكتر ؟

منتظر جمله بعديش بودم كه حرفشو عوض كرد

محسني- مگه قرار نبود هر نيم ساعت وضع اين بيمارو چك كني ...

نكنه انتظار داري خودم هي بهش سر بزنم ؟اره ؟

دهن باز كردم

- اما دكتر من كه

محسني - هيچيت درست و حسابي نيست ..اگه كمتر نيشتو باز كني ..انقدرم زود با همه گرم نگيري ...مي توني به همه كارات برسي ...



چشمام يه دفعه باز شد...و با عصبانيت

- منظورتون چيه دكتر- ؟

محسني- زياد دور بر این دكترو نپلك..

به نظرم ديگه واقعا داشت زياده روي مي كرد

- من ..من باهاش كاري نداشتم خودش امده بودو .....

محسني- ببين من كاري ندارم تو رفتي ....اون امد ..تو چي گفتي اون چي گفت ..اما اگه براي خودت احترام و ارزش قائلي بهش نزديك نشو...همين


romangram.com | @romangram_com