#آسانسور_پارت_215

محسني - بله شما؟

من قراره از امروز همكارتون بشم و دستشو به سمت محسني دراز كرد...

تقريبا هم قد بودن ...به برخوردشون خيره شدم...

محسني اروم دستشو برد طرفش

محسني- خوشوقتم خبر نداشتم كه قراره يه پزشك جديد تو بخش داشته باشيم

تازه وارد- بله ...من به عنوان جراح عمومي به اين بخش امدم

محسني پوزخندي زد : .چه جالب

مثل اينكه كه رقيب پيدا كردم...

تازه وارد- خواهش مي كنم اين چه حرفيه ...ما در برابر شما بايد شاگردي كنيم

و با لبخندي: ..فرزاد جلالي هستم ...



محسني دستشو بيشتر فشار داد..:

منم محسني هستم ....پس چرا اينجا؟

فرزاد- مي خواستم برم پيش رئيس بيمارستان و

بعد با اشاره به من

فرزاد- ولي گفتن امروز نيستن

محسني با تعجب به من خيره شد..:

نيستن ؟

romangram.com | @romangram_com