#آسانسور_پارت_193

محمد- حتما بازم داريد شوخي مي كنيد؟

-نه اصلا

و به خنده افتادم

محمد لبخندشو خورد و سرشو گرفت پايين ...

محمد- خوب بازي مي كنيد

- حريفم زياد حرفه ای نيست وگرنه من چيز زيادي بلد نيستم

فهميده بودم منظورش از سوالايي كه مي كنه چيه...براي همين ترجيح دادم بقيه بازي رو تو سكوت ادامه بدم

...

محمد- شما هميشه بايد ازتون سوال بشه كه حرف بزنيد؟

لبخند بي جوني زدم

- اينطوري راحت ترم..احتمال خربكاريم كمتره

محمد- راستش من..

كه تو همين موقع ايدا با ظرف ميوه بهمون نزديك شد...

ايدا- محمد ..هم بازي جديد پيدا كردي؟

ابروهامو انداختم بالا...

این امشب ..داره خيلي زبون مي ريزها

محمد جوابي نداد

محمد- كتابايي رو كه گفتم برام پيداشون كردي؟

romangram.com | @romangram_com