#آرشام_پارت_267

قبل از اینکه دستام خیس بشه شنود و روشن کردم..
نشستم تو وان..وای چه گرمه..
کاملا حواسم بود گوشواره خیس نشه..شاید ضدآب باشه ولی احتیاط شرط عقل.. ِ
اب و باز گذاشتم تا صدام بیرون نره..
با لبخند اسمش و صدا زدم..
-آرشام..
تشر زد: تو داری چکار می کنی دلارام؟..چرا گذاشتی.............
جمله ش و ادامه نداد..
-من که کاری نکردم..همه ش از طرف ارسلان بود..............با شیطنت ادامه دادم:من که دارم طبق نقشه پیش میرم پس چی شد؟..
--حرف من سر یه موضوعه دیگه ست..بحث و عوض نکن..
-چه موضوعی؟..
صداش حرصی شد..
--دلارام اذیت نکنا وگرنه..
-آرشام اذیتت نمی کنما.. وگرنه چی؟..
تموم مدت لبخند رو لبام بود و تن صدام غرق شیطنت..
انگار یکی پیشش بود که صدای پچ پچشو شنیدم..
--تو برو بیرون...............کیوان اون نیشتو ببند وگرنه.............دلارام الان کجایی؟..
-با کی حرف می زدی؟!..
--ازت سوال کردم کجایی؟..
با همون لبخند ریلکس به بدنه ی وان تکیه دادم و گفتم: یه جـــای خـــوب..نمیشه بگم جای شما خالی..شرمنده..
فکر می کردم فقط خودش صدامو می شنوه..واسه همین راحت باهاش حرف می زدم..
--کجا؟!..
کش دار گفتم:اووووممممممم..تو یه حموم شیک و مجهـــز..تو یه وان خوشگل و........
--بــســه دلارام..
صداش به قدری بلند بود که تو جام پریدم..انگار که پیشمه..
-چرا خب؟..خودت گفتی بگو کجایی منم گفتم..
--اینجوری باید می گفتی؟..
باز شیطون شدم..
-مگه چجوری گفتم؟..
صدای نفسای نامنظمش به گوشم خورد..
-حالتون خوبه جناب مهندس؟..
--دلارام مگه اینکه...........
خندیدم..
-مگه اینکه چی؟..دستت بهم نرسه؟..برسه چی میشه مثلا؟.......آخ..
تند گفت: چی شد؟!..
خندیدم:آخ آخ آهِت منو گرفت..
صداش نرم و گرفته تو گوشم پیچید..
--دلارام نکن..
سکوت کردم..از اونطرف هم فقط سکوت بود که بهم می رسید..صدای نفس هاش چقدر برام ل*ذ*ت بخش بود..
-آرشام..تنهایی؟..
--چطور مگه؟..
با شَک پرسیدم: فقط خودت صدامو می شنوی دیگه مگه نه؟..
مکث کرد..
--نه..یه گروه اینجا دارن امواج شنود و دریافت می کنن..درضمن ضبط هم میشه..
رنگم پرید..وای خدا..
صدام می لرزید..
-آرشام..تو رو جون من راست میگی؟..همه شنیدن؟..
بعد از یه سکوت کوتاه که جونم و به لبم رسوند صداشو شنیدم..

@romangram_com