#آرشام_پارت_218
دکتر _ شما همسرشون هستید؟..
-دکتر فقط سوالمو جواب بده..حال دلارام چطوره؟..
مکث کرد..
--ما تموم تلاشمون رو کردیم..اب زیادی وارد ریه ش شده..اگه بعد از افتادن به داخل اب دست و پا می زد وبه جای اکسیژن اب تنفس می
کرد بعد از 2یا 3دقیقه حتما جونشو از دست می داد..ولی ظاهرا در اثر شوک زیادی که بهش وارد شده نتونسته تقلا کنه و..قبل از اینکه اب
رو به ریه ش بفرسته بیهوش شده..
-زنده می مونه؟..
--من تشویش و نگرانی شما رو درک می کنم..ولی در حال حاضر باید جهت اندازه گیری گازهای خونی (اکسیژن و دی اکسیدکربن..) و اندازه
گیری الکترولیت های خون و فاکتور عملکرد کلیوی از ایشون آزمایش های لازم گرفته بشه..در ضمن عکس رادیولوژی از ریه و گردن .. برای
کنترل وجود آب در ریه یا شکستگی گردن هم لازمه که انجام بشه.. نوار قلب برای بررسی ریتم قلب و اکسیژن رسانی و و مهمتر از اون کنترل
میزان اکسیژن خون از اقدامات نهایی هست که تا پیش از زمان ترخیص باید انجام بشه..
-پس با این حساب یعنی مرخص میشه..
--گفتم که در حال حاضر بیهوشه ولی خوشبختانه تونستیم علائم حیاتیش رو حداکثر نرمال نگه داریم..ولی اینها می تونه موقتی باشه..و تا
جواب ازمایش نیاد نمی تونم نظر قطعیم رو بدم..
ضمن ِ اینکه باید درنظر داشته باشین گاهی علائم و عوارض غرق شدگی چند ساعت بعد از خارج شدن از آب به وجود میاد و نباید در ترخیص
از بیمارستان عجله کرد..فقط صبور باشید..
-اما اب زیادی وارد ریه ش شده..من تموم تلاشمو کردم که اب رو خارج کنم منتهی هیچ اتفاقی نیافتاد..
--خوشبختانه ما اب رو خارج کردیم..نگران نباشید..و دلیل مهمی که باعث شده این خانم جوان تا الان دوام بیاره بلعیدن اب دریا بوده..که اگر
قائدتا اب استخر یا رودخونه وارد ریه ش شده بود بدون شک تا الان دوام نمیاورد..علتشم این هست که چون آب دریا فشار اسمزی برابر خون
داره.. اتفاقات فوق رخ نمیده و فقط به دلیل نمک موجود در اون کمی سدیم و کلر خون بالا میره که علایم خفیفی را به وجود میاره..با این
حال جای نگرانی نیست..بعد از اینکه جواب ازمایشات مشخص شد تشخیص قطعی رو میدم..
دستش رو به ارومی روی شونه م زد و با لبخند از کنارم رد شد..
ازپشت پنجره ی شیشه ای داخل اتاق رو نگاه کردم..زیر اون همه دستگاه چشماشو بسته بود..چشمایی که مملو از ارامش بود..
سرمو به شیشه تکیه دادم..چشمامو بستم..چرا نمی تونم این صحنه رو ببینم؟..چرا با دیدنش توی این وضعیت حس کلافگی وسردرگمی میاد
سراغم؟..
چشمامو باز کردم..نگاهش کردم..این دختر چی داره؟..چی تو وجودش نهفته که من رو این همه مشتاق ِ خودش می کنه؟..
کششی که هر لحظه نسبت بهش حس می کنم و از روی همون حس ِ لعنتی پس می کشم و نمی خوام که اون کشش رو حس کنم..
ولی بازهم برام غیرارادی میشه..باز هم می خوام به طرفش کشیده بشم..
وقتی نگام می کنه..
وقتی اسممو صدا می زنه..
حرکاتش..
بی پروایی هاش..
ارامشی که تو نگاه و رفتارش می بینم..
همه و همه..این حس رو در من تشدید می کنه..
نباید این اتفاق میافتاد ولی..........افتاد..
*******************************
همیشه یه دست لباس کامل تو ماشین نگه می داشتم..
لباسای نمناکمو با اونها عوض کردم..
گوشیم تو ماشین بود که بر داشتم..چندین تماس از طرف ارسلان..
********************************
بالاخره جواب ازمایشات اومد..مشکل خاصی نداشت..ولی بر اثر یکسری علائم و نتایجی که تو ازمایش دیده شده بود دلارام تا 48ساعت دیگه
باید تحت نظر باشه..
یک بار پلکاش لرزید..ولی چشماشو باز نکرد..منتظر بودم..نگاهمو از روی صورتش نمی گرفتم..
ویبره ی گوشیم رو حس کردم..از تو جیبم در اوردم..شماره ی ارسلان بود..لعنتی همینو کم داشتم..
رد تماس زدم..ولی ول کن نبود..
با خشونت جوابش رو دادم: چی می خوای؟..
صداش کمی مضطرب بود..
--لعنتی چرا جواب نمیدی؟..یه اتفاقی افتاده..
@romangram_com