#آرشام_پارت_186

شایان پیشنهاد کرد این مدت که کیش هستیم تو ویلای اون باشیم..من که حرفی ندارم..منتهی اینجا رو بیشتر دوست دارم..
یادمه اونوقتا که می اومدیم کیش اولین نفر تو بودی که پیشنهاد می دادی اینجا بمونیم..واقعا چه روزایی بود..برای من پر از خاطره ست..
و لبخندی از روی ظاهر زد و نفسش رو آه مانند بیرون داد..
معلوم بود خیلی باهم صمیمین..رفتارش سبکسرانه نبود..نگاهش مملو از غرور بود و حرکاتش از روی لوندی..
مثل شیدا جلف و بی مزه رفتار نمی کرد..مهمتر از اون اینکه نگاهش به من با خصومت نبود..به روم لبخند نمی زد یا دوستانه نگام نمی
کرد..کاملا معمولی..انگار نه انگار که دوست آرشامم..
لااقل خودش که اینو می گفت..خوبه باز منو دوست خودش خطاب می کنه نمیگه کلفتشم..
چقدر احمق بودم که فکر می کردم آرشام نسبت به من بی احساس نیست..می خواستم اونو عاشق خودم کنم..می خواستم شیفته م بشه و
کاری کنم قلبش فقط برای من به تپش بیافته..
ولی این نگاه سرد و لحن جدی درست عکس تموم تصوراتم رو به رخم می کشید..
آرشام _ گذشته ها همه شون گذشتن و تموم شدن..و هیچ وقت هم مایل نبودم خاطرات قدیم رو پیش بکشم..
--ولی من با اون خاطرات تا به الان زندگی کردم ..واقعا میگم که توی این 5سال به امید اینکه یه روز برگردم و باز ببینمت روزامو به شب می
رسوندم..
و به من نگاه کوتاهی انداخت رو به آرشام گفت: می تونم باهات تنها صحبت کنم؟..
آرشام به من نگاه کرد..به منی که پدر خودمو در اوردم تا از حالت صورت و لرزش نامحسوسه دستام پی به حال درونیم نبره..
بگو اره می تونی..بگو دلارام برو تو اتاقت و خبر مرگت دیگه هم بیرون نیا..
تو رو خدا آرشام بهم بگو برو..دارم دق می کنم..
حدس می زدم دلربا چیا می خواد بگه..خرفت که نبودم، تا تهشو خوندم اینا قبلا عاشق هم بودن..لابد الانم هستن..خودمم به همین درد ِ بی
درمون گرفتارم می دونم چه مرضی..ِ
آرشام از روی صندلی بلند شد و ایستاد..تو چشمای جذاب دلربا خیره شد و گفت: بریم تو باغ..
هر دوشون که رفتن من موندم و یه مشت رویا و ارزوی تخریب شده..یه خرابه..یه سراب...آره همه ش سراب بود..من عاشقش بودم..هنوزم
هستم..ولی آرشام..
یعنی تموم مدت این حس لعنتی بهم دروغ می گفت؟..!اینکه رفتار آرشام گرمتر از سابق شده؟..اینکه در برابر گستاخی های من کمتر عکس
العمل نشون میده؟..اینکه وقتی باهام حرف می زنه محوم میشه و اینکه در مقابل ارسلان وقتی نزدیکم می شد حساسیت نشون میده..
یعنی چشممو به روی همه ی اینا ببندم؟..بگم چی؟..بگم تمومش توهم بود؟..یه خوابه شیرین ولی کوتاه؟..
چرا انقدر احمق بودم که فکر می کردم دارم آرشام رو شیفته ی خودم می کنم؟..چرا به خودم امید الکی دادم؟..چرا تموم مدت خودمو به
خواب زدم که حالا با یه تلنگر از طرف آرشام اینطور بپرم و هراسون بفهمم که همه ش رویا بوده؟..
خاک تو سرت کنن دلارام که این همه وقت عین عروسک تو دستاش بودی..هرکار خواست باهات کرد..عقاید نصفه نیمه ای که برات مونده بود
رو همین مرد به باد داد و تو چشماتو بستی..
اونو محرم خودت دونستی چون عاشقش بودی..
چرا عین منگولا تا فهمیدی عاشقشی گذاشتی باهات بازی کنه؟..چرا یه درصد به خودت و غرورت بها ندادی؟..چرا لعنتی؟..چرا؟..
نفهمیدم کی صورتم از اشک خیس شد و نفهمیدم تموم مدت که اونا داشتن تو حیاط حرف می زدن من رو همون صندلی عین مجسمه
خشک شده بودم و به در بسته نگاه می کردم که چند دقیقه ی پیش ارشام بدون توجه و یا حتی یه نگاهه کوتاه به من بیرون رفته بود..
این دختر کی بود؟..کی بود که داشت رویاهامو خراب می کرد؟..کیه که با ورده بی موقعش باعث شد قلبم بشکنه و بفهمم که تموم مدت تو
توهماته خودم سیر می کردم؟..
ولی با این همه می خوام که عقب بکشم؟..دلارام می خوای سرپوش رو عشقت بذاری و ندید بگیریش؟..چون آرشام تو رو نمی خواد؟..چون
عشق قدیمیش برگشته؟..چون دلربا اومده و دلارام باید بره بمیره؟..عشق رو تو نگاهه دلربا دیدم..اشتباه نکردم..
اره..دلارام دلشو زد حالا دلربا رو تو مشتش داره..وگرنه ارشام به همین اسونی در مقابل کسی کوتاه نمیاد..اگه بینشون کدورتی هم بوده باشه
مطمئنم دلربا بلده چطور رفعش کنه..
اره..واسه همینم برگشته..برگشته که رشته ی بینشون رو به هم پیوند بزنه..و من هم مثل یه علف هرز کنار بشینم و نگاشون کنم..
یه برگ دستمال کاغذی از روی میز برداشتم و اشکامو پاک کردم..خواستم برم تو اتاقم ولی نتونستم و ناخواسته قدم هام رو به طرف بیرون
برداشتم..
ولی اونجا نبودن..اصلا به درک..چرا بیخودی خودمو داغون می کنم؟..
سمت چپ دور تا دور باغچه رو سنگ کار کرده بودن که رفتم و روش نشستم..زانوهامو جمع کردم تو شکمم و چونه م رو گذاشتم روش..زل
زده بودم به زمین و عمیق تو فکر بودم..
نمی دونم چند دقیقه تو همون حالت بودم و داشتم به بدبختیام فکر می کردم که با شنیدن صدای ارسلان حواسم جمع شد..
--زانوی غم بغل گرفتی؟..
د بیا..همینو کم داشتم..لولو سرخرمنم از راه رسید..

@romangram_com