#آرامش_غربت_پارت_249

من ـ هـــــانی پوشیدی؟!

هانیه ـ آره الان میام...!

زیر لب با غر غر گفتم:

ـ معلوم نیست واسه کی میخواد دلبری کنه که اینطوری تیپ می زنه !

هانیه از اتاق داد زد:

ـ شنیــــــدم!

با شیطنت ادامه دادم:

ـ خب معلومه واسه مازیـــار!

"مازیار" رو کش دار گفتم تا حرصش دراد!

هانیه از اتاق اومد بیرون و چپ چپ نگام کرد و گفت:

ـ آقــــا مازیار! مفهومه؟!

خندیدم و گفتم:

ـ بله قربان!


romangram.com | @romangram_com